وبلاگ بیان حقایق پیرامون شهروندان بازداشت شده در نصیر آباد سرباز
۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه
۱۳۹۳ بهمن ۲۶, یکشنبه
همه عوامل نا امنی بلوچستان یا بی گناهانی بی نوا؟!
حبیب الله سرب
ازی
ازی
در تاریخ 11 دی ماه یک معلم سیستانی و یک بلوچ به نام های عیسی شهرکی و ادهم صبوری توسط یک راکب خودرو ترور شدند. به گفته شاهدان راکب خودرو پس از ترور ادهم صبوری سه دقیقه بعد در طول همان جاده عیسی شهرکی را ترور می کند گویا می دانسته در همان محل در حال خرید نان است.
۱۳۹۳ بهمن ۱۵, چهارشنبه
نامه امدادگر پیشین هلال احمر به استاندار سیستان و بلوچستان در خصوص بازداشت امدادگران هلال احمر نصیر اباد
به گزارش کمپین فعالین بلوچ در پی بازداشت شهروندان بلوچ نصیر اباد که عده ای از کارمندان هلال احمر که به عنوان نجاتگر مشغول فعالیت در این سازمان بودند موجی از نارضایتی و اعتراض از سوی مردم این روستا و مردم بلوچ آغاز و خواستار شفافیت مسئولان و رفع تناقضها در بازداشت این شهروندان عادی اهل سنت بلوچ شدند که در پی ، نامه امین اسلام زهی یکی از نجاتگران پیشین هلال احمر که بیش از 15 سال در این شغل بوده است در زمینه بازداشت شدگان نصیر اباد می خوانید:
ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺳﯿﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ
ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﯽ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻧﯿﺮﻭﯼ ﺍﻧﺘﻈﺎﻣﯽ ﺍﺳﺘﺎﻥ
ﺳﻼﻡ ﻋﻠﯿﮑﻢ
ﻣﺪﺗﯽ ﻗﺒﻞ ﺧﺒﺮ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻥ ﭘﺴﺖ ﺍﻣﺪﺍﺩ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻫﻼﻝ ﺍﺣﻤﺮ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﻧﺼﯿﺮﺁﺑﺎﺩ ﺍﺯ ﺗﻮﺍﺑﻊﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮔﺮﺩﯾﺪ ، ﺧﺒﺮﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ . ﺑﻨﺪﻩ ﻫﯿﭻ ﮐﺲﺭﺍ ﻣﻘﺼﺮ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﺒﺮ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﻭ ﯾﮏ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﻗﻠﺐ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻥ ﺭﺍﺑﺪﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ .ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻞ ﻧﺎﺷﺎﯾﺴﺖ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺻﺒﺮﻭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺑﺎ ﺑﺮﮐﺖ ﺍﺯ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺩﺍﺭﯾﻢ .ﺑﻨﺪﻩ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ۱۵ ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﻫﻼﻝ ﺍﺣﻤﺮ ﺩﺭ ﺧﺪﻣﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻣﻠﺘﻢ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﻭ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﺻﺤﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﯿﻞ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ ، ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺟﻨﻮﺏ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ،ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺑﻢ ، ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﺴﺐ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻡ ، ﻭ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺑﻪ ﺩﺭﮎﺍﯾﻦ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﻡ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﻭﺭﺍﯼ ﻫﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ، ﺗﻔﮑﺮ ﻭ ﻗﻮﻣﯿﺖ ﻭ ﻣﻠﯿﺖ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽﻫﺪﻓﺶ ﻓﻘﻂ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﺟﺎﻥ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﺩﯾﺪﮔﺎﻥ ﺍﺳﺖ .ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺍﻥ ﯾﮏ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﮐﺴﺐ ﺛﺮﻭﺕ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﯾﮕﺎﻧﻪ ﻫﺪﻓﺶ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﺧﻠﻖ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬﺍﺭ ﺍﻧﻘﻼﺏﺍﺳﻼﻣﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﯼ ﻋﻤﻞ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﻭ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺍﺳﺖ .ﻫﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﯼ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎ ﻣﺤﺒﺘﺸﺎﻥﭼﺘﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻭ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺁﺳﯿﺐ ﺩﯾﺪﮔﺎﻥ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻣﺨﺘﻠﻒ ، ﻭ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﻫﻤﺪﯾﺪﮔﺮ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﻨﺪ ﻭﻧﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﺤﺖ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻫﯿﭻ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﯽ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ .ﺑﻨﺪﻩ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻥ ﺗﺎ ﮐﻨﻮﻥ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﭘﺴﺖ ﺍﻣﺪﺍﺩ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻧﺼﯿﺮ ﺁﺑﺎﺩ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﺼﻮﺻﯿﺎﺕ ﯾﮏ ﺍﻣﺪﺍﮔﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﯾﮏ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻫﺪﻓﺶ ﮐﻤﮏ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻭ ﯾﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻗﻮﻣﯿﺖ ﻭ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﻧﺎﮐﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪﺁﺳﯿﺒﯽ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ،ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﯼ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻥ ﭘﺴﺖ ﺍﻣﺪﺍﺩﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻧﺼﯿﺮ ﺁﺑﺎﺩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﺩﻩﺍﺳﺖ ﭼﻮﻥ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺍﺯ ﺳﻮﯼ ﯾﮏ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﮐﻪ ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﻭ ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻭ ﺧﺪﻣﺖ ﺑﻪﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻌﯿﺪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻣﺎﻣﻮﺭﯾﻦ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺧﺎﻟﺘﯽﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ .ﺑﺪﯾﻨﻮﺳﯿﻠﻪ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺗﻌﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮﯾﻦ ﻣﺴﻮﻝ ﺍﺟﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﯾﺮ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢﺩﺳﺘﻮﺭ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺗﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮﺍﻥ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﭘﺴﺖ ﺍﻣﺪﺍﺩ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻧﺼﯿﺮ ﺁﺑﺎﺩ ﺍﻗﺪﺍﻡﻧﻤﺎﯾﻨﺪ .ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﻫﺴﺘﯿﺪ .ﺑﺎ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ
ﺍﻣﯿﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺯﻫﯽ
ﺍﻣﺪﺍﺩﮔﺮ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻫﻼﻝ ﺍﺣﻤﺮ ﺳﺮﺍﻭﺍﻥ
دوشنبه 13 بهمن 1393
۱۳۹۳ بهمن ۸, چهارشنبه
نامه خواهر امین و یوسف بهرامزهی از
بازداشت شدگان نصیر اباد سرباز به فرمانده انتظامی بلوچستان
در تاریخ 14 دیماه 93 دستکم 30 نفر از
جوانان روستای نصیر آباد واقع در شهرستان سرباز جنوب استان سیتان و بلوچستان
بازداشت شدند و یک روز پس از آن سپاه پاسداران و فرمانده انتظامی سیستان و
بلوچستان سردار رحیمی در اظهارات خود مدعی دشند که 18 نفر از این بازداشتش دگان یک
تیم تروریستی هستند که به 90 درصد عملیات های انفجاری و ترور های اخیر استان
سیستان و بلوچستان اعتراف کرده اند.
خانواده بازداشت شدگان با بیان روایت های
کاملا متفاوت از سخنان مسئولان در نامه هایی سرگشاده به مسئولان خصوصا به اقای
سردار رحیمی که در چند نوبت به این واقعه اشاره کرده بودند نامه نوشته و ضمن شرح
زندگی بازداشت شدگان و بی گناه خواندن آنها، آزادی آنها را خواسته اند.
در نامه ذیل که به "کمپین فعالین
بلوچ" رسیده است خواهر امین و یوسف بهرامزهی در نامه سرگشاده فرمانده انتظامی
سیستان و بلوچستان را مورد خطاب قرار داده و از وضعیت خانواده و فوت پدر و بازداشت
عزیزانش می گوید:
جناب آقای سردار حسین رحیمی
سلام
علیکم
من خواهر باز داشت شدگان امین و یوسف بهرامزهی
هستم. برادرم امین محل سکونتش پیشین و زمین دار کشاورزی است و درد دل دارم باشما
مسولان خصوصا جناب اقای رحیمی فرمانده نیروی انتظامی استان که برادران ما را تروریست و قاتل و مزدوران کشور
عربستان می داند
جناب آقای رحیمی ماموران شما روز یکشنبه 14 دیماه صبحگاه به منازل ما حمله کردند و به روستای ما حمله ور شدند وبا حمله به خانه های ما حرمت زن و بچه و کل خانواده را شکستند و با شکستن درب و شیشه های منازل ب ما حمله کردند و بدون نشان دادن مجوز و حکمی ب خانه های ما وارد شدن و مردان ما را با خود بدون هیچ جرم و گناهی انها را دستگیر کردن
جناب آقای رحیمی ماموران شما روز یکشنبه 14 دیماه صبحگاه به منازل ما حمله کردند و به روستای ما حمله ور شدند وبا حمله به خانه های ما حرمت زن و بچه و کل خانواده را شکستند و با شکستن درب و شیشه های منازل ب ما حمله کردند و بدون نشان دادن مجوز و حکمی ب خانه های ما وارد شدن و مردان ما را با خود بدون هیچ جرم و گناهی انها را دستگیر کردن
هنوز از فوت پدرم یک هفته نگذشته بود ک
خانواده ما عزا دار بودن ک جوانان مارا دستگیر کردند
حتی برادرم چهار روز قبل از وفات پدرم بالاسری پدرم در کرمان بود (همان ایامی که معلم و بسیجی در نصیر آباد شهید شده اند)
حتی برادرم چهار روز قبل از وفات پدرم بالاسری پدرم در کرمان بود (همان ایامی که معلم و بسیجی در نصیر آباد شهید شده اند)
و برادرم امین چند سال هست که در پیشین
زندگی می کند و برادر کوچکترم یوسف بهرام زهی دانش اموز است و هجده سال سن دارد و
به قول اقای رحیمی حتی این گروه 18 نفره در ترور شهید مولوی جنگی زهی شرکت داشته
اند و او و بقیه را به قتل رسانده اند اما اقای رحیمی هفت سال قبل برادر من سنش 11
سال بوده و مشغول بازی بوده و نمیدانسته قتل و کشت و کشتار یعنی چه که شما می گوید
از سال 86 اقدام به فعالیت های تروریستی کرده اند.
آقای رحیمی زمانی که ماموران شما به خانه ما حمله کرده اند مادرم بخاطر فوت پدرم در عزا و عدت بوده که حتی ماموران حرمت عزای مادرم را شکستن و از او فیلمبرداری کردند و طوری وارد خانه شده اند که انگار می خواستند بزرگترین تروریست رو دستگیر کنند.
و برادرم امین بیماری دیسک کمر و نفس تنگی دارد خواهشا او و بقیه افراد گروه را شکنجه ندهید.
آقای رحیمی ما الان کسی برای خرید نداریم که بفرستیم ما روستایی هستیم، این دو برادر کارشان کشاورزی و چراندن گاو و گوسفند است و الان کسی نیست که به گاو و گوسفندان رسیدگی کند
آقای رحیمی زمانی که ماموران شما به خانه ما حمله کرده اند مادرم بخاطر فوت پدرم در عزا و عدت بوده که حتی ماموران حرمت عزای مادرم را شکستن و از او فیلمبرداری کردند و طوری وارد خانه شده اند که انگار می خواستند بزرگترین تروریست رو دستگیر کنند.
و برادرم امین بیماری دیسک کمر و نفس تنگی دارد خواهشا او و بقیه افراد گروه را شکنجه ندهید.
آقای رحیمی ما الان کسی برای خرید نداریم که بفرستیم ما روستایی هستیم، این دو برادر کارشان کشاورزی و چراندن گاو و گوسفند است و الان کسی نیست که به گاو و گوسفندان رسیدگی کند
لذا
از تمامی مسولان تقاضا دارم که به وضعیت این بی گناهان رسیدگی کامل کنند و خصوصا
از اقای رحیمی می خواهم که جوانان بی گناه و برادران من که به جز مادرم همه جیز
زندگیم هستند را ازاد کنید.
فهیمه بهرام زهی خواهر امین و یوسف بهرام زهی از بازداشت شدگان 14 دیماه 93 روستای نصیرآباد سرباز
۱۳۹۳ دی ۲۸, یکشنبه
نامه همسر ادریس بلیده ای یکی از بازداشت شدگان نصیر آباد سرباز به اتهامات فرمانده انتظامی بلوچستان
به گزارش کمپین فعالین بلوچ روز یکشنبه 14 دیماه در یورش ماموران امنیتی و سپاه پاسداران به روستای نصیر آباد سرباز واقع در جنوب بلوچستان دستکم 30 نفر بازداشت شدند که یکی از این بازداشت شدگان ادریس بلیده ای است.
ماموران امنیتی 90 درصد ترور ها و حلمه های انفجاری سالهای اخیر بلوچستان را به این بازداشت شدگان نسبت داده اند اما خانواده آنها را بی گناه می داددند و اتهامات را رد می کنند.
تا کنون در خواست های خانواده برای ملاقات و تماس تلفنی و اخذ وکیل برای بازداشت شدگان رد شده است.
در همین زمینه همسر یکی از بازداشت شدگان نصیر اباد سرباز در نامه ای به فرمانده انتظامی استان سیستان و بلوچستان به اتهامات وارد شده از سوی وی پاسخ می گوید و از چگونگی بازداشت همسرش می گوید. این نامه که به "کمپین فعالین بلوچ" رسیده است به شرح ذیل است:
جناب آقای رحیمی فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان
سلام علیکم
من سمیه بهرامزهی ، همسرادریس بلیده ای هستم. که به همراه برادرش بشیر بلیدیی و 30 نفر دیگر روز یکشنبه 14 آبان با یورش وحشیانه ماموران شما به روستای ما بازداشت شدند.
ماموران زیر نظر شما وقتی ما خواب بودیم درب و پنجره را شکسته وارد خانه شده و پتو را از سر ما کشیدند و با توهین و تحقیر و جیغ و فریاد کشیدن بر سر ما شوهرم را با لباس شب و بدون دمپایی و پیراهن بازداشت کرده و بدون هیچ پرس و جویی اورا دست بند زده و به مکان نا معلومی منتقل کردنداز آن روز دو فرزندم ترس تمام وجودشان را فراگرفته و هرشب که میخوابند در خواب میگن: مامان مامورا میان"
وقتیکه از ماموران پرسیدم که چکارش دارید و آیا شما حکم و مجوزی دارید که به اتاق خواب ما حمله کرده اید می گفتند: خفه شید چند تا سوال ازشون میپرسم و بس! اما تا الان هیچ خبری از آنها نیست. نه تماسی، نه ملاقاتی، نه هیچ خبری. هر چقدر برای ملاقات می رویم می گویند بروید ماه بعد بیاید به شما نشانشان نمی دهیم.
همسرم و برادرش دو برادر یتیم بودند که 17 سال پیش پدرشان فوت کرده است و مادرش این دو را با هزار بدبختی پرورش داده تا به این سن رسیده اند و وضعیت بقیه بازداشت شدگان بهتر نیست.
شغل همسرم ادریس ، کشاورزی هست و سرپرست سه خانواده با هشت نفر جمعیت می باشد که مادر پیرش تحت پوشش کمیته امداد هست و با مبلغ کمی که هر ماه دریافت می کرد زندگی خود را سپری می کردند و چون با کشاورزی مایحتاج زندگی بر آورده نمی شد پیش داییش در مرغ فروشی شروع به کار کرده بود و هنوز دو هفته از کارگری و شاگردیش نمی گذرد که به اتهام "تروریت" بودن بازداشتش کردید.... در حالی که به آنها اتهام می زنید که چند سال در پاکستان و افغانستان آموزش بمبگذاری دیده اند. اینها همه کذب است چرا که در همه این سالهایی که همسرم با من بوده و دو فرزند داریم هیچ وقت یک ماه هم از خانواده اش دور نبوده است. چه برسد به سه سال آموزش نظامی در افغانستان و پاکستان.
به والله که ما سه خانواده در یک اتاق خاکی و گلی میخوابیم حتی بعضی وقتها شب را با یک تکه نان سپری می کردیم حالا ما کجا واین اتهامات بی اساس که شما فرمانده نیروی انتظامی و اطلاعات، به ما می زنید کجا ؟!
چگونه ممکن است شما دوسال قبل با سر و صدای فراوان می گفتید که قاتل مولوی جنگی زهی، مولوی نقش بندی و همراهانش هستند اما وقتی ثابت شد که همه اینها اتهامات بی پایه ای بودند که بدخواهانی از مسئولان امنیتی به وی نسبت داده اند حالا که این گروه 18 نفره بازداشت شدگان نصیر اباد را گرفتید؛ ادعا دارید که اینها قاتلان مولوی جنگی زهی و ترور چندین معلم و ترور یک معلم و بسیجی را به عهده گرفته اند. همانگونه که در مورد مولوی نقشبندی و همراهانش گفتید که به عهده گرفته اند اما بعدا مشخص شد که زیر فشار شکنجه روحی و جسمی وادار به گفتن موارد املا شده بودند.
چرا ادعا می کنید که این افراد تروریست های حرفه ای باندی هستند در حالی که هیچ سلاحی از آنها پیدا نکردید و هیچ کس فراری نبود و هیچ کدام خبری از چرایی بازداشتشان نداشتند؟
چطور ممکن است یک نفر که شما می گوید یک باند است در روستای خودش و دوستان خودش را ترور کند؟! این با کدام منطق جور در می آید؟
ما مردم نصیر اباد همگی از به شهادت رساندن این بسیجی و معلم شهرکی ناراحت و غمگین شدیم هیچ وقت انسان های صلح جو و فقیر سرباز و نصیر اباد دست به کارهای تروریستی نمی زنند.
اگر شما هزار بارهم سعی در دلیل تراشی کنید ما که با چشمان خود دیده ایم و از فشارهای ماموران شما خبر داریم باور نخواهیم کرد.
جناب سردار رحیمی ما از شما تقاضا داریم عدل و انصاف را رعایت کنید و به دنبال مجرمان اصلی بروید و بی گناهان را آزاد کنید. و اگر فریاد ما را گوش نکنید ما به خداوند شکایت خواهیم کرد.
سمیه بهرامزهی
همسر ادریس بلیده ایی
شنبه 27 دیماه 1393
به گزارش کمپین فعالین بلوچ روز یکشنبه 14 دیماه در یورش ماموران امنیتی و سپاه پاسداران به روستای نصیر آباد سرباز واقع در جنوب بلوچستان دستکم 30 نفر بازداشت شدند که یکی از این بازداشت شدگان ادریس بلیده ای است.
ماموران امنیتی 90 درصد ترور ها و حلمه های انفجاری سالهای اخیر بلوچستان را به این بازداشت شدگان نسبت داده اند اما خانواده آنها را بی گناه می داددند و اتهامات را رد می کنند.
تا کنون در خواست های خانواده برای ملاقات و تماس تلفنی و اخذ وکیل برای بازداشت شدگان رد شده است.
در همین زمینه همسر یکی از بازداشت شدگان نصیر اباد سرباز در نامه ای به فرمانده انتظامی استان سیستان و بلوچستان به اتهامات وارد شده از سوی وی پاسخ می گوید و از چگونگی بازداشت همسرش می گوید. این نامه که به "کمپین فعالین بلوچ" رسیده است به شرح ذیل است:
جناب آقای رحیمی فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان
سلام علیکم
من سمیه بهرامزهی ، همسرادریس بلیده ای هستم. که به همراه برادرش بشیر بلیدیی و 30 نفر دیگر روز یکشنبه 14 آبان با یورش وحشیانه ماموران شما به روستای ما بازداشت شدند.
ماموران زیر نظر شما وقتی ما خواب بودیم درب و پنجره را شکسته وارد خانه شده و پتو را از سر ما کشیدند و با توهین و تحقیر و جیغ و فریاد کشیدن بر سر ما شوهرم را با لباس شب و بدون دمپایی و پیراهن بازداشت کرده و بدون هیچ پرس و جویی اورا دست بند زده و به مکان نا معلومی منتقل کردنداز آن روز دو فرزندم ترس تمام وجودشان را فراگرفته و هرشب که میخوابند در خواب میگن: مامان مامورا میان"
وقتیکه از ماموران پرسیدم که چکارش دارید و آیا شما حکم و مجوزی دارید که به اتاق خواب ما حمله کرده اید می گفتند: خفه شید چند تا سوال ازشون میپرسم و بس! اما تا الان هیچ خبری از آنها نیست. نه تماسی، نه ملاقاتی، نه هیچ خبری. هر چقدر برای ملاقات می رویم می گویند بروید ماه بعد بیاید به شما نشانشان نمی دهیم.
همسرم و برادرش دو برادر یتیم بودند که 17 سال پیش پدرشان فوت کرده است و مادرش این دو را با هزار بدبختی پرورش داده تا به این سن رسیده اند و وضعیت بقیه بازداشت شدگان بهتر نیست.
شغل همسرم ادریس ، کشاورزی هست و سرپرست سه خانواده با هشت نفر جمعیت می باشد که مادر پیرش تحت پوشش کمیته امداد هست و با مبلغ کمی که هر ماه دریافت می کرد زندگی خود را سپری می کردند و چون با کشاورزی مایحتاج زندگی بر آورده نمی شد پیش داییش در مرغ فروشی شروع به کار کرده بود و هنوز دو هفته از کارگری و شاگردیش نمی گذرد که به اتهام "تروریت" بودن بازداشتش کردید.... در حالی که به آنها اتهام می زنید که چند سال در پاکستان و افغانستان آموزش بمبگذاری دیده اند. اینها همه کذب است چرا که در همه این سالهایی که همسرم با من بوده و دو فرزند داریم هیچ وقت یک ماه هم از خانواده اش دور نبوده است. چه برسد به سه سال آموزش نظامی در افغانستان و پاکستان.
به والله که ما سه خانواده در یک اتاق خاکی و گلی میخوابیم حتی بعضی وقتها شب را با یک تکه نان سپری می کردیم حالا ما کجا واین اتهامات بی اساس که شما فرمانده نیروی انتظامی و اطلاعات، به ما می زنید کجا ؟!
چگونه ممکن است شما دوسال قبل با سر و صدای فراوان می گفتید که قاتل مولوی جنگی زهی، مولوی نقش بندی و همراهانش هستند اما وقتی ثابت شد که همه اینها اتهامات بی پایه ای بودند که بدخواهانی از مسئولان امنیتی به وی نسبت داده اند حالا که این گروه 18 نفره بازداشت شدگان نصیر اباد را گرفتید؛ ادعا دارید که اینها قاتلان مولوی جنگی زهی و ترور چندین معلم و ترور یک معلم و بسیجی را به عهده گرفته اند. همانگونه که در مورد مولوی نقشبندی و همراهانش گفتید که به عهده گرفته اند اما بعدا مشخص شد که زیر فشار شکنجه روحی و جسمی وادار به گفتن موارد املا شده بودند.
چرا ادعا می کنید که این افراد تروریست های حرفه ای باندی هستند در حالی که هیچ سلاحی از آنها پیدا نکردید و هیچ کس فراری نبود و هیچ کدام خبری از چرایی بازداشتشان نداشتند؟
چطور ممکن است یک نفر که شما می گوید یک باند است در روستای خودش و دوستان خودش را ترور کند؟! این با کدام منطق جور در می آید؟
ما مردم نصیر اباد همگی از به شهادت رساندن این بسیجی و معلم شهرکی ناراحت و غمگین شدیم هیچ وقت انسان های صلح جو و فقیر سرباز و نصیر اباد دست به کارهای تروریستی نمی زنند.
اگر شما هزار بارهم سعی در دلیل تراشی کنید ما که با چشمان خود دیده ایم و از فشارهای ماموران شما خبر داریم باور نخواهیم کرد.
جناب سردار رحیمی ما از شما تقاضا داریم عدل و انصاف را رعایت کنید و به دنبال مجرمان اصلی بروید و بی گناهان را آزاد کنید. و اگر فریاد ما را گوش نکنید ما به خداوند شکایت خواهیم کرد.
سمیه بهرامزهی
همسر ادریس بلیده ایی
شنبه 27 دیماه 1393
۱۳۹۳ دی ۲۶, جمعه
بررسی اتهامات بازداشت شدگان نصیر آباد سرباز – بلوچستان
کلیک دیگر:
کمپین فعالین بلوچ- با بررسی اتهاماتی که فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان جناب آقای سردار رحیمی در مورد بازداشت شدگان اهل سنت نصیر اباد که تعداد آنها را 18 نفر و یک گروه تروریستی بزرگ معرفی می کند متوجه می شویم که بخش عمده این اتهامات همان مواردی هستند که مسئولان و رسانه های جمهوری اسلامی پیشتر این موارد را به جیش اعدل نسبت داده بودند و جیش العدل هم در بیانه هایی که همان زمان، در وبگاه خود منتشر کرده بود مسئولیت "حملات" را به عهده گرفته بود.
حال سوال ایجاد می شود که چرا همه این اتهامات بعد از ترور یک معلم غیر بومی و بسیجی در سرباز ، باید به بازداشت شدگان نصیر آباد که عده ای از آنها دانشجو و کارمند دولتی و کشاورز هستند نسبت داده می شود؟!
اتهامات را ذیلا بررسی می کنیم:
- اتهام: - به شهادت رساندن مولوی شهید مصطفی جنگ زهی امام جمعه اهل سنت راسک شهرستان سرباز که به دلیل حمایت از نظام جمهوری اسلامی و رهبری دستور به شهادت آن داده بودند
این اتهام در حالی نسبت به بازداشت شدگان نصیر آباد مطرح می شود که قبلا 11 نفر به این اتهام از اواخر سال 90 خورشیدی بازداشت و با گذشت سه سال و چندین بار دادگاهی و صدور احکام سنگین و نقض احکام توسط دیوان عالی کشور پرونده آنها رو به مختومیت می نهد. و در تمام این سالها این افراد به عنوان تنها عاملان مطرح می شدند. که پس از شکست نطریه وزارت اطلاعات در این زمینه افراد جدیدی (بازداشت شدگان نصیر آباد) متهم به ترور مولوی جنگی زهی می شوند. این لینک حاوی کلیه سخنان محمد مرزیه در مورد بازداشت شدگان قبلی پرونده مولوی جنگی زهی است. گر چه عدد افرادی که محاکمه شده و تا کنون در زندان هستند 10 نفر است.
کلیک:
و این لینک که متعلق به فروردین 91 است کلیک
اتهام: - به شهادت رساندن معلم شهید جواد نوروزی
جواد نوروزی در 26/فروردین/93 همزمان با ورود رئیس جمهور به بلوچستان در روستای حیط ترور شد.
در تاریخ 20 اردیبهشت 93 رییس کل دادگستری سیستان و بلوچستان از دستگیری یک مظنون در رابطه با پرونده ترور «جواد نوروزی» معلم شهید شهرستان سرباز خبر داد.
کلیک:
این فرد بازداشت شده که اسمش ذکر نشده به عنوان عامل اصلی معرفی شده در این سایت:
کلیک:
روزنامه وطن امروز در بررسی قتل نوروزی و صیادی کارمند ثبت احوال کلات سرباز
کلیک:
کلیک دیگر:
اتهام: به شهادت رساندن معلم شهید محمد اسلامی
این معلم سنی مذهب در تاریخ در تاریخ 3/8/91 ترور شد.
لینک رجا نیوز و بی بی سی
کلیک:
کلیک:
اتهام: - به شهادت رساندن معلم شهید عیسی شهرکی و بسیجی ادهم صبوری
به گفته شاهدان عینی کسی که ابتدا ادهم صبوری را ترور کرده گویا به خوبی می دانسته است که معلم (سرگزی) سر خیابان در نانوایی است و با حرکت طولی در همین مسیر او را هم ترور می کند. ترور کنندگان راکبان یک متور سیکلت بوده اند.
بعد از این ترور بود که به نصیر آباد حمله شد و بیش از 30 نفر بازداشت و بعدا 11 نفر ازاد و البته دو نفر که مدتی قبل بازداشت بودند هم به این جریان مشارکت داده شده اند و آمار متهمان اصلی 23 نفر است که به گفته مسئولان 18 نفر در دست آنهاست و 5 نفر فراری اند.
اتهام:- به شهادت رساندن دو سرباز هنگ مرزی
این حمله در تاریخ 25 مهر 93 بوده - این در حالی است که قبلا این ترور به "اشرار مسلح" نسبت داده شده بود و اشاره شده بود که از پاکستان قصد تجاوز به مرز را داشته اند. و حتی اعلام شده بود که عده ای از آنها کشته و یک دستگاه خودرو و مقدار قابل توجهی سلاح و مهمات از آنها را کشف و توقیف کرده اند.
لینک کلیک:
اتهام: - - ترور یک نفر در چابهار به دلیل همکاری با نظام جمهوری اسلامی
اتهام: - ترور 4 نفر دیگر به دلیل همکاری با جمهوری اسلامی
اتهام - اقدام به ترور ناموفق کارمند ثبتاحوال
توضیح در مورد این اتهامات : در بیانه ها و گزارشهای منتشر شده رسمی در مورد این تهامات هیچ اشاره ای به اسم فرد و زمان ترور آنها نشده و مجهول اند.
اتهامات دیگر مربوط به حمله به نیروی انتظامی:
کارگزاری تله انفجاری در مسیر یگان امداد نیروی انتظامی
اجرای تله انفجاری در مسیر خودروهای پلیس راه جکیگور
اجرای تله انفجاری و کارگزاری بمب در مسیر خودروی هنگ مرزی در 4 منطقه
بمبگذاری و تله ناموفق در مسیر پاسگاه جنگل
حمله به گشت پلیس رئیسآباد
این سلسله حملات انفجاری به نیروی انتظامی در آن موقع به اشرار مسلح نسبت داده شده بود و جیش العدل آنهار ا به عهده گرفته بود لینک ها از سایت کمپین فعالین بلوچ:
اکنون این موارد به بازداشت شدگان نصیر آباد نسبت داده می شود.
اواسط مهرماه
کلیک:
جیش العدل این حمله را به عهده گرفت:
لینک از وبگاه جیش العدل:
دهه اخیر مهرماه خبر مربوط:
کلیک:
جیش العدل این حمله را به عهده گرفت.
لینک از وبگاه جیش العدل:
آذر ماه خبر حمله: کلیک:
جیش العدل این حمله را به عهده گرفت:
لینک از وبگاه جیش العدل: کلیک
جیش العدل: در منطقه سرباز یک کیلومتری حیط در مسیر کاروان خودروهای نیروهای مرصاد مین کنار جاده ای گذاشتند.
حمله به پاسگاه سراوان جیش العدل به عهده گرفته
حمله به خودرو نیروی انتظامی:
گزارش از حبیب الله سربازی
کمپین فعالین بلوچ
چند سوال از فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان سردار رحیمی در مورد بازداشت شدگان نصیر آباد
چند سوال منطقی در مورد ادعای سردار رحیمی فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان در مورد بازداشت 18 نفر "تروریست" که منظورش بازداشت شدگان نصیر اباد است.
نکته: بازداشت شدگان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات زاهدان هستند.
نکته: بازداشت شدگان نصیر آباد توسط ماموران سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات بازداشت شده اند نه نیروی انتظامی (بنا به اعتراف خود سردار رحیمی)
نکته: بر خلاف موارد گذشته اینبار برای اعلام کلیه اخبار مربوط به بازداشت شدگان نصیر آباد، و بزرگ نمایی این مساله فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان، شخصا وارد عمل می شود و خبری از سپاه و وزرات اطلاعات که بدنام تر هستند جز در تایید مساله نیست و گویا این کار با این هدف انجام می شود که نشان دهند "ما به طور شفاف عمل می کنیم". اما از سوی دیگر هیچ خبری از بازداشت شدگان نیست و امکان برگزاری دادگاه عادلانه، وکیل تعیینی، دسترسی به زندانیان و پرونده وجود ندارد.!!
سردار رحیمی می گوید: (طی عملیاتی که 12 روز پیش با همکاری دستگاه قضا، سپاه و اطلاعات انجام شد، 18 نفر از یک باند تروریستی که اقدام به ناامنیهایی در استان میکردند، بازداشت شدند.)
سوال: پس چرا ابتدا سپاه پاسدارن در بیانیه ای اعلام کرد 9 نفر بوده اند؟ و چرا نماینده زاهدان و خود شما (سردار رحیمی) اعلام کردید 12 نفر بوده اند؟!
به گفته فرمانده انتظامی استان این افراد در اعترافات خود بیان کردند که؛ در عملیات ترور مولوی جنگی زهی و دو نفر از همراهانش شرکت داشته اند.
سوال- پس چرا پیش از این به مدت سه سال که مولوی نقشبندی ، ملک محمد آبادیان و همراهانشان همه متهمان در پرونده نامیده می شدند.
نکته: دیوان عالی کشور حکم 15 سال حبس برای مولوی نقشبندی و فرزندش و اعدام برای ملک محمد آبادیان و سه نفر دیگر را نقض کرده است. و این خبر درست زمانی اتفاق می افتد که اتهام ترور به "نصیر آبادیها" منتقل می شود!
به گفته فرمانده انتظامی استان: این گروه در سال 86 تاسیس شده است و تا کنون یعنی سال 93 یعنی ظرف 7 سال، ده ها عملیات انجام داده است. منجمله: تله انفجاری، ترور چندین معلم، ترور چندین کارمند، ترور چندین پلیس، بمب گذاری، ساخت بمب، حمله به پاسگاه های مرزی، حمله به مقر انتظامی پاسگاه های مختلف و....!
سوال: چطور این گروه مدت 7 سال بدون گذاشتن هیچ رد پائی فعالیت می کرده است؟! چرا در مورد همه موارد فوق که به آنها متهم شده اند وقتی اتفاق می افتادند جیش العدل را مقصر اصلی می دانستید و معتقد بودید که این افراد پس از حمله ها به پاکستان فرار می کرده اند؟! – این افراد در این 7 سال بمب ها و اسلحه های خود را کجا می گذاشتند؟! – چرا وقتی بازداشت شدند هیچ سلاحی از آنها بازداشت نشد؟ - چرا هیج کس از این افرار متواری نبود و همه اینها در خانه وقتی خواب بودند بازداشت شدند؟! – این گروه تروریستی که شما می گوید از کجا سلاح می خرید و از کجا بمب های کنترل از راه دور (لراتی ایجاد تله انفجاری) تهیه می کرده است؟! چرا همه بازداشت شدگان از یک قوم و فامیل هستند؟! چرا همه بازداشت شدگان از یک روستا هستند؟! چرا همه بازداشت شدگان کارمند دولت، دانشجو، کسبه و کشاورز بودند؟! – محل برگزاری جلسات این "گروه تروریستی بزرگ" کجا بود؟!
سردار رحیمی می گوید: "بر اساس اعترافات اعضای دستگیر شده حمایتهای مالی این گروه از طرف یک فرد که در دو کشور عربی فعالیت داشت به حساب یک فرد دیگر در استان واریز می شد و این فرد نیز پول دریافتی را به سرگروه تحویل داده و در نهایت برای هر عملیاتی چهار تا ۱۰ میلیون ریال به افراد مسلح پرداخت می شده است."
سوال: در کجای دنیا یک نفر بخاطر 400 هزار تومان بمب گذاری می کند و به یک پاسگاه با کلی نیرو نظامی آموزش دیده حمله می کند و آدم می کشد؟! 400 هزار تومان چند قرص نان می شود مگر؟! ماموران وزارت اطلاعات شما که مدعی هستند مو را از ماست می کشند در این 7 سال کجا بودند که این افراد هم عملیات تروریستی می کردند و هم پول می گرفتند و نمی توانستند پیدایشان کنند؟! چرا پایگاه های بسیج و سپاه که از سال 88 در این روستا و در تمام روستاهای بلوچستان فعالیت می کنند نه مورد حمله قرار گرفتند و نه توانسند رد این افراد را پیدا کنند؟!
فرمانده انتظامی استان می گوید: افراد این گروهک در کشور پاکستان و افغانستان آموزشهای نظامی، ساخت بمب و انجام اقدامات تروریستی را فراگرفتهاند.
سند و مدرک شما چیست؟ افرادی از این بازداشت شدگان به گواهی خانواده همه شهرهای استان را ندیده اند چه برسد به سفر افغانستان و همراهی با القاعده و طالبان برای آموزش نظامی آن هم از نوع بمب سازی!!
سردار رحیمی فرمانده انتظامی می گوید: این افراد در بازجوییها اعلام کردند که "باید" در هفته حتما یک مورد تیراندازی و یا حمله به مردم و ماموران انتظامی را داشته باشند و با این اقدامات "قصد نا امن کردن استان سیستان و بلوچستان را داشتند."
برای این ادعا اولا باید بررسی کرد که چه کسی از نا امنی استان بهره می برد؟! سپاه پاسداران و طرفدارانش در مجلس، از سال 88 که امنیت بلوچستان را به عهده گرفته اند برای اعلام موجودیت و گرفتن بودجه های بیشتر جهت خنثا کردن به قول خودشان "نا امنی های تروریستی" نیاز به این نا امنی ها دارند. آنها _سپاه- به گواهی مردم و ائمه جمعه استان،با پخش سلاح بین اقوام بیشترین ضربه را به امنیت منطقه وارد کرده اند. و هر روز کسانی در جنگ های طائفه ای کشته می شوند که هیچ پیگیری صورت نمی گیرد.و هیچ گاه قاتل بازداشت نمی شود تا کسی دیگر مرتکب همچنین کاری نشود. بلکه آزادش می گذارند و مدعی برقراری صلح بین آنها می شوند تا بلوچها همدیگر را با سلاح سپاه از بین ببرند.
ضمنا اگر این افراد به دنبال کشتن بودند و قصد نا امنی داشتند، پس نظر شما در مورد مامورانی که هر روز بلوچهای بی گناه را به تیر می بندند چیست؟!
محمد شه بخش فرزند گل محمد 15 ساله ، عبدالله مرادزهی همسر و فرزند دوساله اش در مسیر خاش – زاهدان- عبدالنبی جمالزهی کارمند اداره برق دلگان - محمد ریگی معروف به فرامرز وسط شهر خاش- غلام قادر بهادرزهی معروف به عبدالستار فرزند آدم در منطقه هُنگ – سید بی بی رسولی زاده در سرباز... همه اینها افرادی هستند که توسط ماموران انتظامی به گلوله بسته شده و ترور شده اند. چرا هیچ پیگیری صورت نگرفته است؟
اگر واقعا در مورد بازداشت شدگان نصیر آباد راست می گویند: 1. باید در جلسه علما مردم و معتمدان (یعنی در دادگاه علنی و عادلانه و شفاف) محاکمه شوند. 2. وکیل مستقل و مردمی بگیرند که مسائل را به صورت واضح پیگیری کند. که محال ممکن است این موارد در پرونده این افراد دیده شود.
از خانواده این زندانیان و همه کسانی که با خانواده و اقوام این بازداشت شدگان ارتباط دارند می خواهم که از الان برای رسانه ای کردن وضعیت این بازداشت شدگان و مصاحبه با شبکه ها تلاش کنند و الا فردا دیر است. و با این اتهام بدون شک بسیاری از این افراد در سکوت اعدام می شوند.
نصیر آباد در سرباز بلوچستان با جمعیت 1000 نفر در مسیر ایرانشهر به چابهار است
حبیب الله سربازی
کمپین فعالین بلوچ
چند سوال منطقی در مورد ادعای سردار رحیمی فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان در مورد بازداشت 18 نفر "تروریست" که منظورش بازداشت شدگان نصیر اباد است.
نکته: بازداشت شدگان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات زاهدان هستند.
نکته: بازداشت شدگان نصیر آباد توسط ماموران سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات بازداشت شده اند نه نیروی انتظامی (بنا به اعتراف خود سردار رحیمی)
نکته: بر خلاف موارد گذشته اینبار برای اعلام کلیه اخبار مربوط به بازداشت شدگان نصیر آباد، و بزرگ نمایی این مساله فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان، شخصا وارد عمل می شود و خبری از سپاه و وزرات اطلاعات که بدنام تر هستند جز در تایید مساله نیست و گویا این کار با این هدف انجام می شود که نشان دهند "ما به طور شفاف عمل می کنیم". اما از سوی دیگر هیچ خبری از بازداشت شدگان نیست و امکان برگزاری دادگاه عادلانه، وکیل تعیینی، دسترسی به زندانیان و پرونده وجود ندارد.!!
سردار رحیمی می گوید: (طی عملیاتی که 12 روز پیش با همکاری دستگاه قضا، سپاه و اطلاعات انجام شد، 18 نفر از یک باند تروریستی که اقدام به ناامنیهایی در استان میکردند، بازداشت شدند.)
سوال: پس چرا ابتدا سپاه پاسدارن در بیانیه ای اعلام کرد 9 نفر بوده اند؟ و چرا نماینده زاهدان و خود شما (سردار رحیمی) اعلام کردید 12 نفر بوده اند؟!
به گفته فرمانده انتظامی استان این افراد در اعترافات خود بیان کردند که؛ در عملیات ترور مولوی جنگی زهی و دو نفر از همراهانش شرکت داشته اند.
سوال- پس چرا پیش از این به مدت سه سال که مولوی نقشبندی ، ملک محمد آبادیان و همراهانشان همه متهمان در پرونده نامیده می شدند.
نکته: دیوان عالی کشور حکم 15 سال حبس برای مولوی نقشبندی و فرزندش و اعدام برای ملک محمد آبادیان و سه نفر دیگر را نقض کرده است. و این خبر درست زمانی اتفاق می افتد که اتهام ترور به "نصیر آبادیها" منتقل می شود!
به گفته فرمانده انتظامی استان: این گروه در سال 86 تاسیس شده است و تا کنون یعنی سال 93 یعنی ظرف 7 سال، ده ها عملیات انجام داده است. منجمله: تله انفجاری، ترور چندین معلم، ترور چندین کارمند، ترور چندین پلیس، بمب گذاری، ساخت بمب، حمله به پاسگاه های مرزی، حمله به مقر انتظامی پاسگاه های مختلف و....!
سوال: چطور این گروه مدت 7 سال بدون گذاشتن هیچ رد پائی فعالیت می کرده است؟! چرا در مورد همه موارد فوق که به آنها متهم شده اند وقتی اتفاق می افتادند جیش العدل را مقصر اصلی می دانستید و معتقد بودید که این افراد پس از حمله ها به پاکستان فرار می کرده اند؟! – این افراد در این 7 سال بمب ها و اسلحه های خود را کجا می گذاشتند؟! – چرا وقتی بازداشت شدند هیچ سلاحی از آنها بازداشت نشد؟ - چرا هیج کس از این افرار متواری نبود و همه اینها در خانه وقتی خواب بودند بازداشت شدند؟! – این گروه تروریستی که شما می گوید از کجا سلاح می خرید و از کجا بمب های کنترل از راه دور (لراتی ایجاد تله انفجاری) تهیه می کرده است؟! چرا همه بازداشت شدگان از یک قوم و فامیل هستند؟! چرا همه بازداشت شدگان از یک روستا هستند؟! چرا همه بازداشت شدگان کارمند دولت، دانشجو، کسبه و کشاورز بودند؟! – محل برگزاری جلسات این "گروه تروریستی بزرگ" کجا بود؟!
سردار رحیمی می گوید: "بر اساس اعترافات اعضای دستگیر شده حمایتهای مالی این گروه از طرف یک فرد که در دو کشور عربی فعالیت داشت به حساب یک فرد دیگر در استان واریز می شد و این فرد نیز پول دریافتی را به سرگروه تحویل داده و در نهایت برای هر عملیاتی چهار تا ۱۰ میلیون ریال به افراد مسلح پرداخت می شده است."
سوال: در کجای دنیا یک نفر بخاطر 400 هزار تومان بمب گذاری می کند و به یک پاسگاه با کلی نیرو نظامی آموزش دیده حمله می کند و آدم می کشد؟! 400 هزار تومان چند قرص نان می شود مگر؟! ماموران وزارت اطلاعات شما که مدعی هستند مو را از ماست می کشند در این 7 سال کجا بودند که این افراد هم عملیات تروریستی می کردند و هم پول می گرفتند و نمی توانستند پیدایشان کنند؟! چرا پایگاه های بسیج و سپاه که از سال 88 در این روستا و در تمام روستاهای بلوچستان فعالیت می کنند نه مورد حمله قرار گرفتند و نه توانسند رد این افراد را پیدا کنند؟!
فرمانده انتظامی استان می گوید: افراد این گروهک در کشور پاکستان و افغانستان آموزشهای نظامی، ساخت بمب و انجام اقدامات تروریستی را فراگرفتهاند.
سند و مدرک شما چیست؟ افرادی از این بازداشت شدگان به گواهی خانواده همه شهرهای استان را ندیده اند چه برسد به سفر افغانستان و همراهی با القاعده و طالبان برای آموزش نظامی آن هم از نوع بمب سازی!!
سردار رحیمی فرمانده انتظامی می گوید: این افراد در بازجوییها اعلام کردند که "باید" در هفته حتما یک مورد تیراندازی و یا حمله به مردم و ماموران انتظامی را داشته باشند و با این اقدامات "قصد نا امن کردن استان سیستان و بلوچستان را داشتند."
برای این ادعا اولا باید بررسی کرد که چه کسی از نا امنی استان بهره می برد؟! سپاه پاسداران و طرفدارانش در مجلس، از سال 88 که امنیت بلوچستان را به عهده گرفته اند برای اعلام موجودیت و گرفتن بودجه های بیشتر جهت خنثا کردن به قول خودشان "نا امنی های تروریستی" نیاز به این نا امنی ها دارند. آنها _سپاه- به گواهی مردم و ائمه جمعه استان،با پخش سلاح بین اقوام بیشترین ضربه را به امنیت منطقه وارد کرده اند. و هر روز کسانی در جنگ های طائفه ای کشته می شوند که هیچ پیگیری صورت نمی گیرد.و هیچ گاه قاتل بازداشت نمی شود تا کسی دیگر مرتکب همچنین کاری نشود. بلکه آزادش می گذارند و مدعی برقراری صلح بین آنها می شوند تا بلوچها همدیگر را با سلاح سپاه از بین ببرند.
ضمنا اگر این افراد به دنبال کشتن بودند و قصد نا امنی داشتند، پس نظر شما در مورد مامورانی که هر روز بلوچهای بی گناه را به تیر می بندند چیست؟!
محمد شه بخش فرزند گل محمد 15 ساله ، عبدالله مرادزهی همسر و فرزند دوساله اش در مسیر خاش – زاهدان- عبدالنبی جمالزهی کارمند اداره برق دلگان - محمد ریگی معروف به فرامرز وسط شهر خاش- غلام قادر بهادرزهی معروف به عبدالستار فرزند آدم در منطقه هُنگ – سید بی بی رسولی زاده در سرباز... همه اینها افرادی هستند که توسط ماموران انتظامی به گلوله بسته شده و ترور شده اند. چرا هیچ پیگیری صورت نگرفته است؟
اگر واقعا در مورد بازداشت شدگان نصیر آباد راست می گویند: 1. باید در جلسه علما مردم و معتمدان (یعنی در دادگاه علنی و عادلانه و شفاف) محاکمه شوند. 2. وکیل مستقل و مردمی بگیرند که مسائل را به صورت واضح پیگیری کند. که محال ممکن است این موارد در پرونده این افراد دیده شود.
از خانواده این زندانیان و همه کسانی که با خانواده و اقوام این بازداشت شدگان ارتباط دارند می خواهم که از الان برای رسانه ای کردن وضعیت این بازداشت شدگان و مصاحبه با شبکه ها تلاش کنند و الا فردا دیر است. و با این اتهام بدون شک بسیاری از این افراد در سکوت اعدام می شوند.
نصیر آباد در سرباز بلوچستان با جمعیت 1000 نفر در مسیر ایرانشهر به چابهار است
حبیب الله سربازی
کمپین فعالین بلوچ
اشتراک در:
پستها (Atom)

